این بود امروز
محمد
جمعه چهاردهم آذر ۱۴۰۴، 22:8
توی مسیر برگشتیم
شب شده و وسط بیابونیم
،
مسیر خیلی خاکیه و مرتب از جاده خارج میشیم
،
موتور از بین خاک ها جهش میکنه بیرون و میخوریم زمین
انگشتام زخمی شدن و میسوزه
سر زانوم رفته و میدونم الان خونیه
ولی
همون حالت موندیم و میخندیم
بعد از کلی خنده پا میشیم و دوباره ادامه مسیر ...
،
درست مثل زندگیه
یه اتفاقه که انتخابت نیست
ولی میشه میون رنج هاش خندید ...
،
،
ماه زود بالا اومد کامل و بزرگ بود
بزرگ و خونین
دیدنش واقعا قشنگ بود و لذت بردیم